الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني

27

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )

" دار " باشد ، وهم چنين است وجه تأنيث آخرت ، ووجه در تعبير از اين نشأة به صيغه دنيا كه افعل تفصيل است ، مىشود مبالغه درد نو ودنائت أو ، وافعل تفضيل گاهى استعمال مىشود در شدت اتصاف شئ به شئ به اين معنى كه مجازا اعتبار مفضل عليه در أو نمىكنند چنانچه خفاجى در ( شرح درة ) تصريح به اين كرده ، ونقل از ديگران هم شده ، واستعمال وتتبع هم شاهد أو است ، ومىتواند بود كه ملاحظه معنى تفضيل هم شده باشد كه نشأة برزخ - كه عالم مثال وخيال منفصل وملكوت أسفل در صطلاح حكماى اشراق وعرفاى ذوى الأذواق - عبارت از أو است ملحوظ شده باشد ، وأو چون به اعتبار عالم آخرت دنوى دارد متوسط اعتبار شده ، واين نشأه متأخر ، وبه اين ملاحظه أو را دنيا گفتند ، چنانچه در فقره زيارة جامعه است " وحجج الله على أهل الدنيا والآخرة والأولى " بنابر بعض احتمالات كه أولى اشاره به عالم اظله يا عالم ذر نباشد ، وحكما گفته‌اند كه اشاره به تثليث عوالم شده كه در كريمه " ولقد علمتم النشأة الأولى فلو لا تذكرون " [ 62 الواقعة 56 ] چه در اين نشأة حسى است ، وتخيلي وتعقلى ، وتذكر موجب آنست كه بگوئيم در كليه عالم وانسان كبيرهم سه عالم است : يكى عالم حسن كه نشأة ماديات است . وديگرى عالم تخيل كه موطن صور مجرده از مواد كثيفة عنصريه است ، چه خلو صورت از مادة مطلقا خلاف برهان است ، وعبارت طائفه‌اى كه نفى مادة كردند منزل بر تفسير ما است كه تقييد به عنصريه كثيفة كرديم تا موجب لوازم دنياوية نشود ، وحركت وترقى وانتفاع به دعاء وخيرات ومثوبات واعمال صالحات اخلاف وأقرباء وأصدقاء ومؤمنين - كه از معلومات شرع شريف بلكه مقطوعات به رؤياهاى صادقه وامارت ديگر است - صحيح باشد - سوم عالم تعقل است كه تجرد از جميع لوازم دنياوية وزحمات وتعلقات